محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

مقدمه 23

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

در ذيل همين ياد داشت مرحوم قزوينى آمده است : به فرمان اين ابو الفضل بلعمى ( پدر ) بود كه كليله و دمنه از عربى به فارسى ترجمه شد ، و به فرمان همو رودكى آن را به نظم درآورد چنان كه فردوسى بدان تصريح مىكند ( شاهنامه ، طبع بمبئى ، 4 : 36 ) ، و در مقدمهء قديم شاهنامه هم ذكر اين مطلب عينا شده است با قدرى تفصيل بيشتر . و نيز ثعالبى در غرر اخبار ملوك الفرس و سيرهم ، طبع زتنبرگ ، ص 633 ، گويد : « و لم يزل الكتاب ( اى كليلة و دمنه ) مخزونا عند ملوك الفرس حتى نقله ابن المقفع الى العربية و الرودكى بامر الامير نصر بن احمد الى الشعر بالفارسية . » و از اينجا معلوم مىشود كه امر كردن ابو الفضل بلعمى رودكى را به نظم كليله و دمنه نه از جانب خود او بوده است بل به امر مخدومش نصر بن احمد سامانى بوده است . و ذكر پدر و پسر مكرر اندر مكرر در يتيمة الدهر مىآيد ، رجوع كنيد به انساب سمعانى در تحت « بلعمى » ، و بلعمى اول يعنى ابو الفضل بلعمى ممدوح رودكى بوده است . . . ( - چهار مقاله ، تصحيح مجدد دكتر معين ، ص 24 ) از اين گفتارها شيوهء تفكر و دلبستگيهاى بلعمىها ، به ويژه ابو الفضل بلعمى و پسرش ابو على بلعمى شناخته مىگردد . شادروان بهار ، محمد تقى ملك الشعراء در سال 1312 خورشيدى به كار تصحيح ترجمهء تاريخ طبرى پرداخت و آن را براى چاپ به وزارت فرهنگ وقت سپرد . اين كار در زمان حيات بهار انجام نپذيرفت و سرانجام به سال 1339 ، استاد شادروان محمد پروين گنابادى به خواست وزارت فرهنگ كار را دنبال كرد . مرحوم پروين كار را كه سخت آشفته و فرسوده بود به رنج بسيار آراسته كرد و كتاب را با مقابله و تصحيح مجدد و مقدمه اى سودمند به سال 1341 به چاپ رسانيد . استاد فقيد ، پروين ، به احترام بهار ، جستجوى بسيار كرد تا گفتارى از وى در زمينهء كار ترجمهء تاريخنامهء طبرى بيابد . كوشش او به بار آمد و مقاله اى از مرحوم بهار كه در شمارهء 5 و 6 سال اول مجلهء تمدن كه به سال 1310 منتشر گشته بود يافت و در مقدمهء كتاب تاريخ بلعمى مندرج ساخت . از فحواى گفتار بهار پيداست كه گفتار همزمان با روزگارى است كه او در كار تصحيح و